آپدیت کنیم هان؟؟!
بیشتراز یکسال و اندی هست که اینجا چیزی ننوشتم؛ بارها ذهنم پر از خاطراتی که باید ثبت بشه شد ولی حوصله نوشتم نبود! الانم دارم میخوابم و ساعت یازده شبه! رادین زیر پای من و محمد خوابیده 😄 جرات نداریم جم بخوریم؛ ملورینم تو اتاقش خوابیده ناز دختر😌 آخ چه یکسال قشنگ و پر مشغله ای! پر از حسای خوب و سخت! چقد دوستت دارم یکسال گذشته😌 خب زایمانم رو که گفتم… بعدش داستان ختنه کردن رادین بود که بین هفته ۳-۴ انجام دادیم و البته قبلشم رفتیم عکاسی برای عکس های نوزادی. عکاسی که خوب بود؛ من مثل همیشه خسته و بی رمق، نه آرایشی نه چیزی، عکس نکرفتم ، اما ملورین و رادین عکسای قشنگی گرفتن خداروشکر😍 … این خ...













