ملورینملورین، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره
رادینرادین، تا این لحظه: 3 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

عاشقانه های من و نی نی ها و بابای مهربونشون

قرص

آپدیت کنیم هان؟؟!

1404/12/9 0:51
نویسنده : مامان سارا
148 بازدید
اشتراک گذاری

بیشتر‌از‌ یکسال و اندی هست که اینجا چیزی ننوشتم؛ بارها ذهنم پر از خاطراتی که باید ثبت بشه شد ولی حوصله نوشتم نبود! الانم دارم میخوابم و ساعت یازده شبه! رادین زیر پای من و محمد خوابیده 😄 جرات نداریم جم بخوریم؛ ملورینم تو اتاقش خوابیده ناز دختر😌 

آخ چه یکسال قشنگ و پر مشغله ای! پر از حسای خوب و سخت! چقد دوستت دارم یکسال گذشته😌

خب زایمانم رو که گفتم…

بعدش داستان ختنه کردن رادین بود که بین هفته ۳-۴ انجام دادیم و البته قبلشم رفتیم عکاسی برای عکس های نوزادی. عکاسی که خوب بود؛ من مثل همیشه خسته و بی رمق، نه آرایشی نه چیزی، عکس نکرفتم ، اما ملورین و رادین عکسای قشنگی گرفتن خداروشکر😍 

… این خاطره ها مال دو سال پیشه! نصفه نوشتم و بستن و دوباره رفتم که برگردم !

امروز نمیدونم چندم بهمن یا اسفنده ولی ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ هست. اخ انقد چیزا گذشته! انقد دلا غصه داره کی میدونه از دل بقیه! بگذریم 

ما یکساله جابجا شدیم از خونه اپارتمانی اومدیم تو خونه حیاط دار، حیاط نسبتا خوب و بزرگی محسوب میشه. خونه چهار خوابه و نسبتا تمیزه. باید بگم با این خرجای سرسام آور جهش بزرگی بود! ولی از اول باب میل من نبود، سرویس ها و کابینت ها قدیمه و ماشین رختشویی و خشک کن تو بیسمنت هست. خلاصه نزدیک به تمدید قرارداد صابخونه گفت میخوام خودم بشینم و باید خالی کنید. اونو بعدا میگم…

خلاصه این یکسال ملورین خیلی اذیت شد، از دوستاش جدا موند و به نسبت منم خیلی اذیت شدم. 

رادین ۸ ماهه مهد میره ، از میس ویوین که معلم اولش بود بعد میس رز که ایرانی بود و رادین عاشقش بود و میس سارا که رادین فک کنم بیشتر از من دوستش داره 😁 خلاصه شکر خدا با اینکه طول کشید عادت کردنش اما خوبه که اونجا راحته. 

مامان اینا و ساناز اینا همونجا هستن و خوبن خداروشکر

من رفتم تو کار ناخن!!!! پارسال یه دوره انلاین گرفتم بدرد نخورد، رفتم خرج دنیا رو کردم سه تا کلاس برداشتم ولی کلی اشکال داشتم هنوز، مشتری هم نداشتم که تمرین کنم. تو خونه سعی کردم مشتری بگیرم نشد رفتم سالن صندلی گرفتم خورد به برف و سرما که امسال ۴ ماهه برف روی زمینه و اصلا اب نشده! هوا سردددددد ! بعدشم که ایران اتفاقای باورنکردنی افتاد و همه از حال و حوصله افتادن! خلاصه این ماه، یعنی اخر فوریه، صندلیمو پس میدم. نمیدونم قراره چیکار کنم ولی خیره… 

خلاصه به ژل ناخن الرژی دادم🫣 هم کلی هزینه کردم نمیتونم بزارم کنار هم دوست دارم هم اگر بزارم کنار چیکار کنم! خیره… 

میدونی! نوشتن اینجا مثل دفتر خاطره هست، با اینکه میخوننش ولی امنه انگار 😁 

من رفتم… سی یا 

https://www.instagram.com/nails_le_chic

پسندها (1)

نظرات (0)